سلام آقای محمدپور
تا ساعتی دیگر می روم . می خواستی گوی را از که بدزدی ؟ باشد تو هم برنده...... اصلا همه تان برنده آخر این چه رسمی است که تا یک نفر می نشیند توی ذهت توی زندگیت ، می رود... میدانم که می بایست....اما چه کنم که دوره دوره ی خداحافظی هاست
مگر یک آدم چقدر دوری عزیزانی را که در شهر او هستند و غیر قابل رویت ، تاب می آورد.
آخر تو هم با این مرامت..... چرا اینقدر با وجدان و منطقی و مدیر بودی که مارا بد عادت کنی ؟؟؟؟ مگر در این دوره زمانه چقدر مدیر با تحصیلات و بااخلاق وبا نشاط مثل تو پیدا می شود .... خدا را شکر که پایه های کاری ام با منش شما آمیخته شده است....
برای همه محبت هایت ، مهربانی هایت ، برادری هایت ، استادی هایت ممنون ...... نیگاه کن نیگاه کن به خاطر فقدان این همه صفت هم که شده می شود که غصه دار نبود... دوست عزیزم مطمئنم هرجا که باشی پرانرژی و موفق خواهی بود.... خوب باش که معلم منی....


