دکتر محمدرضا جوادی یگانه استاد دانشگاه تهران در مجله راه (جهاد دانشگاهي شماره4 بهمن 1387 ص 2-3) مقاله ای با عنوان "درآمدی بر ادبیات داستانی انقلاب اسلامی " نوشته اند که به نظر من جالب و تامل برانگیز هست. ایشان می فرمایند ادبیات انقلاب اسلامی به نقطه مطلوبي كه مي بايست برسد، نرسيده است ونتوانسته اقعيت انقلاب اسلامي را بيان بكند . دراین مقاله منظور از ادبیات ، ادبیات داستانی و نمایشی است و شعر را مقوله جدایی انگاشته است . ایشان یک دلیل عمومی و چند دلیل خاص را برای عدم پیشرفت تصور کرده است .
دلیل عمومی : قبل از انقلاب هدف ها یکی بود و زیر پرچم امام خمینی ، اما بعد از انقلاب گرایش ها و عقاید خاص گروه های مختلف......
دلایل خاص :
1. هژموني فرهنگي اقليت
2. ناكارآمدي مديران فرهنگي
3. دشواري يا امتناع روايت رماني انقلاب اسلامي
4. سياسي كردن و سياسي شدن ادبيات در ايران
به نظرم توضیح کامل این دلایل بطور بسیار روان و فصیح توسط آقای دکتر جوادی یگانه در لینک زیر خالی لطف که نیست هیچ ، خواهشمندم حداقل برای فهم بعضی از مشکلات این روزها حتما مطالعه کنید .ممنون.
درآمدي بر ادبيات داستاني انقلاب اسلامي
..................................................
پ.ن : مشغول امتحانات هستم..... بعد از ۴تا امتحان که تو ۴روز متفاوت رفتمو برگشتم الان یک هفته ای قرار هست زنجان باشم برای ۵امتحان بعدی... الان ۳روز هست که زنجانم... تنهایی تو شهر غریب و خونه ای که جز خودت و ..... کسی نیست هم ویژگی های خوبی داره.... نمی دونم شاید.... اما دلم برای تهران تنگ شده..... نشده..... نمیدونم... دلم برای تو خیلی تنگ شده... بیشتر از همیشه... میدونم.... میدونم ..... ایمان دارم.........
در کشاکش انتخابات قبلی ، در مرحله دوم از این جهت که بار دیگر جناب آقای هاشمی رفسنجانی رئیس جمهور نشود و رئیس جمهوری جدید و جوانتر انتخاب شود به آقای احمدی نژاد رای دادم. علیرغم اینکه به نظرم قالیباف بهترین گزینه بود اما.... امروز هم برای اینکه اعتقادی به توانایی مدیریت کشور در ۴سال آینده توسط ایشان ندارم به بررسی گزینه های دیگر پرداختم که میرحسین را بهترین گزینه میدیدم. طی این چند روز به مطالبی برخوردم که نگاهم نسبت به ایشان تا حدودی تغییر کرد. شاید درنهایت هم گزینه ای بهتر از ایشان نباشد اما آنچه برمی آید استشمام بوی گند سیاست برای کسب قدرت در همه دنیاست.
برایم جالب بود همه از جوان گرایی حرف می زنند اما به نظرم فقط از جوانان مایه می گذارند و به محض انتخاب دیگر... خانم رهنورد همسر میر حسین موسوی در اوایل انقلاب در مصاحبه با روزنامه جمهوری اسلامی به سردبیری میر حسین می فرماید : مملکت را به جوانان بسپارید و دیگر سن بالاها نیایند . اینکه منظور ایشان در آن زمان به بازرگان یا ... بوده است درست اما مصداق حرف ایشان بعد از ۲۰سال همسرشان میباشد که دوره ای را با سکوت را گذرانده اند واکنون که سنشان بالاتر نیز رفته است احساس خطر کرده اند.....تگر به حرفی اعتقاد دارید لااقل پای حرف خودتان...
گردآمدن افرادی معلوم الحال دور ایشان و سکوت معنادار میرحسین هنگامی که گروه های ضدانقلاب از ایشان حمایت می کنند از دیگر انتقادات نسبت به ایشان هست . همین موضوع در آینده در صورت انتخاب شدن میرحسین به عنوان رئیس جمهوز برای ایشان مشکل ساز خواهد شد . طیف وسیعی از راست گرایان قبل از انقلاب تا چپ های رادیکال امروزه پشت سر میرحسین هستند . این موضوع از این دید که کسی بتواند این همه گروه را بصورت ائتلاف درآورد بسیار خوب است اما بعد از انتخابات اگر هر گروهی ساز خویش را بزند و مطالبات متناقض عملی شوند بسیار روند اصلاحات و پیشرفت را کند خواهد کرد .
ميرحسين موسوي در تاريخ سوم تيرماه 1365 در يک گفتار تلويزيوني از انتقادات به عمل آمده نسبت به عملکرد دولت خود انتقاد کرد و گفت:در رابطه با انتقاد هم بنده اعتقاد دارم که وقتي به يک دولتي مي گويند برو کار و تلاش کن و با مسائل برخورد کن، انتقاد را نبايد کسي تبديل به انتقام کند، هر دولتي مي خواهد باشد، خواه اين دولت خواه يک دولت ديگر. اما ایشان و اطرافیانشان در عمل بیشتر از آن که ما را با برنامه های اقتصادی و فرهنگی و ..... خودشان آشنا کنند بیشتر به تخریب دولت فعلی مپردازند. در مجمع روحانیون مبارز جواب بچه گانه ایشان در مقابل سیاست های جانبگرایانه صدا و سیما این بود که : تا شب انتخابات از دولت انتقاد خواهم کرد . من هم با سیل کثیر اشتباهات دولت احمدی نژاد موافقم اما بیشتر طالب شنیدن برنامه های ایشان هستم.
این عکس هم یکی دیگر از آن تناقضات است که به نوعی فرار از گذشته می باشد . عکس سمت راست در اینجا(سایت قلم منتسب به موسوی) کار شده است و عکس سمت چپ اصل عکس میباشد . در یکی مرگ بر آمریکا در یکی انتظار در رابطه برای آمریکا . اینکه چرا نظرایشان عوض شده جای خود اما چرا عکس دیروز را اینگونه بردیده اند با شما....

چند روز پیش پنجشنبه ، برای انجام چند تا کار بانکی از خونه زدم بیرون . میخواستم بعد از پنج روز کاری و زندگی ماشینی ، بدون ماشین تا بانک قدم بزنم اما به دلیل بی اعتمادی به هماهنگ بودن اوضاع با ماشین رفتم که چقدر هم به دردم خورد .
اول رفتم بانک ملت شعبه شریعتی پایین تر از بهارشیراز . بعد از گرفتن شماره از دستگاه نوبت دهی احساس کردم تو بانک خبری هست . از متصدی باجه پرسیدم حساب جام وصل هست ؟ که با بی تفاوتی تمام پاسخ داد نه شرمنده !!!! سریع پریدم پشت ماشین و رفتم بانک ملت شعبه سه راه طالقانی . بعد از پارک کردن ماشین به صورت خلاف و محلی مطلقا ممنوع وارد بانک شدم و با همون وضعیتی که حدس میزدم روبرو شدم . اینجا هم جام قطع بود . خیلی زود با ماشین رفتم بانک ملت شعبه سهروردی جنوبی از دور دیدم بانک خلوته حس کردم اینجا هم آره...اما به ناچار به خاطر اهمیت کار بانکی که داشتم ماشین رو پارک کردم اما چشمتون روز بد نبینه که اونجا هم حساب جام قطع بود . اینبار پاسخ گویی متصدی هم خیلی بد بود. رفتم شعبه ای که بالاتر از خیابان مطهری در سمت راست هست . ازترس بسته شدن بانک صورت جنگلی پارک کردم . اینجا دیگه وصل بود ولی داشت کم کم بسته می شد . رفتم از خودپردازهمون بانک پول بردارم که دستگاه موقتا قطع می بود، رفتم بالاتر تو صف خودپرداز بانک کشاورزی که بعد ازچند نفر اونهم .... رفتم اونطرف خیابون بانک صادرات که اونهم....... داشتم دیگه جوش می اوردم...... برگشتم بانک و اولین کارم رو انجام دادم اما موفق به پرداخت قبضم که نیاز به پول داشتم نشدم .
سریع برگشتم و با ماشینم رفتم اول سهروردی جنوبی بانک تجارت . دیدن 4نفرجلوتر از خودم و دیدن هرهر کرکر و صحبت های متصدی از پشت باجه دیگه امیدم رو ناامید کرد اما چاره ای جزنشتن نداشتم خوشبختانه کارم انجام شد....جالب اینه که همشون میگفتند پنجشنبه است دیگه بابا بیخیال .......
حالا فکر کنید ماشین نداشتم.....اونوقت میگن دولت الکترونیک ؟!؟!؟ میگن آلودگی هوا ؟؟!؟!؟ میگن افزایش طول عمر ؟؟!؟! امید به زندگی ؟!؟!؟ مشتری مداری ؟!؟!؟
دو روز آخر هفته به اتفاق پدر ، مادر ، مادربزرگم ، برادرم و خانمش رفتیم زیبا کنار. ای کاش می تونستم این سفر رواونجوری که دلم میخواست برم ، ای کاش می شد........ اما یک سفر خانوادگی خیلی خوب از آب در اومد . مادر بزرگ با رفتار شیرینش که از هر پیری سر نمیزنه خیلی به شادشدن سفر کمک کرد . مجتمع تفریحی زیباکنار حدود 45 دقیقه از رشت فاصله داره . جایی ساکت و دنج در کنار دریا برای استراحت اما فقط تو پاییز و زمستون .تابستون که غلغله است و هوا هم شرجی . مجتمع زیباکنار یکی از بهترین تفریحگاه های استان های شمال کشور هست که خیلی از همایش ها و مراسمات هم در اونجا برگزار میشه . در این سفر سری هم به تالاب بندرانزلی زدیم . خیلی خوش گذشت . درحالیکه بارون شدید می اومد رفتیم قایق سواری تو تالاب اما کاوری پوشیده بودیم که مانع از خیس شدنمون میشد . اگر می شد هر ماه دو سه رور رفت شمال و استراحت کرد چی میشد .
آن پیرمرد نماز می خواند ....آن پیرمرد نماز اول وقت می خواند ..... آن پیرمرد بعد از کار با تن خسته اما اول وقت نماز می خواند....آن پیرمرد دلش پاک هم هست اما نماز هم می خواند..... آن پیرمرد برای داشته ها و نداشته هایش خدارا شکر می کند..... آن پیرمرد شاید از اوضاع زندگی و جامعه و مملکت اسلامی دل خوشی نداشته باشد اما نماز می خواند..... آن پیرمرد بروی فرش خدا که زمین و چمنی است تا عرش خدا به سادگی می رود.... آن پیرمرد ماشین های آخرین مدل ، لباسهای گرانقیمت ، غداهای آنچنانی و .... در بالاترین نقطه شهرمان را هرروز می بیند و با لباس و جوراب پاره خود با غرور به بالاترین نقطه دنیا می رود....هرچه فکر می کنم نمازی به این با صفایی ، بی ریایی و سادگی نخوانده ام خوشا به حالت پیرمرد خوشا به حالت
واقعا برای کی باید متاسف بود ؟ برای کردان ؟ برای نظام اداری مالی یا آموزش عالی ؟ برای مردم بدون پارتی تو این مملکت ؟ برای مدیران ؟ برای مذهبی ها و جا نماز آب بکش ها ؟ برای شهدا وجانبازان که بی ارزش ها می خواهند خودشونو با اونا بالا بکشند ؟ برای دانشجویانی که برای نیم نمره یک ترم علاف میشند ؟ برای فوق لیسانس هایی که بیکارند و به جاشون افرادی با نامه و بی مدرک تزریق میشند تو دانشگاه و با عنوان استادی حقوق می گیرند ؟ برای اوون دانشگاهی که استاداش با نامه میان سر کلاس ؟ برای مردمی که وزیرشون دروغگو یا فریب خورده از آب در میاد ؟ برای رئیس جمهوری که به حرف هیچکس قبل از انتخابش گوش نمی کنه ؟ برای وزیری که به استعفا تن نمیده تا این همه وقت ، هزینه و انرژی مجلس و مردم برای موضوعی بیخود به هدر بره ....... خاک بر سر کسانی که داعیه دار حلال و حرام اند
جوابیه بیژن نوباوه به کردان در روز استیضاح (صوتی)
بالاخره شور انتخابات پس از یک سال تبلیغ و کشمکش کاندیداها در آمریکا خوابید و باراک حسین اوباما به زودی بر تخت ریاست جمهوری در کاخ سفید تکیه میزند . این انتخابات که پرهزینه ترین آن تا کنون بوده است جذابیت های خاصی برای من داشت . هیلاری کلینتون تمام تلاش خود را برای احراز این پست کرد اما با عدم استقبال مردم امریکا مواجه شد . به نظر من هنوز مردم امریکا به مانند مردم آلمان به زنان برای تصدی این پست اعتماد نمی کنند . با توجه به اینکه آمریکا یکی از آزادترین کشورهای دنیا شناخته می شود در سال 2008 هم به یک مرد برای ریاست جمهوری اعتماد کردنند حال آنکه هیلاری گزینه بسیار خوبی از بین زنان سیاستمدار این کشور بود .
هیلاری پس از انتخاب نشدن به سرعت به کمپین باراک اوباما پیوست و تا آخر برای او تبلیغ کرد . اینکار در کشور ما خیلی کم اتفاق می افتد و یا در حد یک حرف بدین عنوان که(( فلانی به نفع فلانی کنار کشید)) اما فعالیت های هیلاری برای بالا بردن آراء اوباما قابل تقدیر و ستایش است . اوباما توانست رای زیادی از افرادی را که طرفدار زنان بودند کسب کند اما وی هیچگاه از انتخاب هیلاری به عنوان معاون به شرط انتخاب شدن نام نبرد. مک کین از این فرصت استفاده کرد و سارا پیلن را به عنوان معاون خود معرفی کرد تا از قافله کسب آراء زنان عقب نماند . جالب اینجاست که نظرسنجی ها از نتیجه عکس خبر میداد زیرا بسیاری از زنان آمریکا به واسطه زیبا بودن پیلن و توجه زیاد مردان به وی از مک کین روبرگرداندند . زنی که میلیون ها دلار فقط خرج لباس ، آرایش ، کلاسهای آموزشی و.... غیره اش شد و یا عنوان کردن حاملگی دختر 17ساله اش هم که کلی با برنامه ریزی علیه طرفداران سقط جنین بود نتوانست کمک شایانی به مک کین بکند...
باراک اوباما با شعار تغییرات خواستار اصلاحات در آمریکاست . اصلاحات آمریکایی .من خودم بیشتر دوست داشتم اوباما رئیس جمهور شود به خاطر اینکه می خواستم اولین تجربه ریاست جمهورسیاه پوست را بر آمریکا بیبینم ، می خواستم هرکسی مخالف با سیاست های بوش ، رئیس جمهور باشد ، میخواستم معنای اصلاحات از نوع آمریکایی اش رو بیبینم .
اما اکثر مردم در ایران و برخی از دولتمردان به دلایلی دیگر از او دفاع می کردند که توجیه علمی ندارند . جمهوریخواهان معمولا با روسیه در تنش هستند اما اوباما نسبتا روابط خوبی با این کشور و اروپا دارد. این امکان که بتواند نظر جمع را علیه ایران بدست آورد برای او زیاد است اما برای مک کین..... اوباما از طرفداری قوی صهیونیست ها برخوردار است و به هر حال آدم نظام آمریکاست ودولتمردان ما انگار از این امر غافل اند. در هر حال من او را به خاطر Family Man بودنش دوست دارم .
29مهرماه روز ملی صادرات و اولین سالگرد رادیو تجارت ، مراسمی در سالن کنفرانس اسلامی با حضور صادرکنندگان ، وزیر بازرگانی ، رئیس سازمان توسعه تجارت و رئیس جمهور برگزار شد . رادیو تجارت استودیو سیار پخش زنده ای بیرون از سالن تعبیه کرده بود و مستقیم گزارش و مصاحبه روی آنتن ارسال می کرد .
من که از اول شروع کارم در رادیو همه کاری می کردم اونروز هم دست به هر کاری زدم . از عکاسی ، غرفه داری ، پخش بروشور به همه حتی دست رئیس جمهور ، توضیح و پخش سی دی مولتی مدیا ، هماهنگی افرادی که پشت در موندند ، پخش کیف به کسانی که بعدا قرار هست کارشون داشته باشیم و ....البته تجربه این کارها رو به صورت سنگین تر پارسال در سالن همایش های صدا وسیما داشتم اما امسال هم به نوبه خودش کمی از پارسال نداشت.
رادیو تجارت یکساله شد و در همین یکسال خیلی ها اومدند و رفتند ، خیلی ها هرچی سعی کردند نتونستند بیاند ، اتفاقات زیادی افتاد که هم خوب بود و هم خیلی زشت و بد..... امیدوارم سال خوب و پربرکتی پیش رو داشته باشیم .
مطلبی که برام جالب بود نحوه صحبت کردن رئیس جمهور در سالن بود . خیلی آرام و خونسردوبا خنده از افزایش جوایز صادراتی به امید بازگشت سرمایه حرف می زد با لحنی پوپولیستی . با همان لحن از پرویزیان پرسید و تایید خواست . حس خوبی به من دست نداد انگار که اصلا کار کارشناسانه دقیقی انجام نشده و یا از تعویق مالیات برارزش افزوده تا دوسال دیگر خبر داد !!! پس اعلان آن در حال حاضر برای چی بود ؟؟؟
از بروز شدن پرداخت جوایز صادراتی خبر داد . یعنی به محض اینکه شما از گمرک جنسی رو صادر کردید می تونید تشریف بیارید سازمان توسعه تجارت و جایزتون رو در همان روز دریافت کنید !!! با این بوروکراسی اداری من که فکر نمی کنم به همین سادگی ها باشه این حرف رو فقط بالا بردن توقعات صادرکنندگان و ایجاد دلسردی و ناامیدی بین اونها می دونم.....
عکس هایی رو هم که می بینید توسط دوست عزیزم عبدالرحیم در جایی که به جز من و اوون از عکاس دیگری خبری نبود ثبت شد . خودمونیم اگه الان هاشمی رئیس جمهور بود عمرا نمی تونستم ازش عکس بگیرم چه برسه باهاش عکس بگیرم .























