سال 87، سال عجيب و غريبي براي موسيقي بود. تقريباً همه افراد صاحب نام موسيقي، لااقل يک بار روي صحنه رفتند.در اين ميان اما انتشار خبر برگزاري کنسرت مشترک عليرضا عصار و فواد حجازي جذابيت ديگري داشت.چند ماه بعد از آخرین اجرای عصار و حجازی در بهمن 84 خبر جدایی این دو هنرمند شنیده شد . فواد حجازي به فرانسه رفت و یک سال بعد عصار آلبوم «نهان مکن» را به آهنگسازی شهرداد روحانی منتشر کرد که استقبال چندان گرمی از سوی مخاطبان این خواننده مواجه نشد....
بازگشت این زوج موفق بروی صحنه بار دیگر نویدشنیدن کارهای خوب را برای علاقمندان می داد.بسیاری از مردم این کنسرت و کنسرتهای پاپ دیگری که در همان روزها برگزار شد را بیارتباط با نزدیک شدن به انتخابات نمیدانند و آن را جزو سیاستهای دولت محمود احمدینژاد بر میشمارند.ای کاش کنسرت های تبلیغاتی هم داشتیم اما ........
ارکستر 70 نفره به رهبری فواد حجازی و سرپرستی حبیب صبور به روی صحنه رفت .هزینههای برگزاری کنسرت با ارکستر 70 نفری و هزینه اجاره تالار وزارت کشور که به شبی 23 میلیون تومان افزایش یافته است و هزینههای دیگری مثل دکور، گروه صدابرداری و فیلمبرداری و همچنین نیرویهای امنیتی چارهای جز بالا بردن قیمت بلیطها برای برگزارکنندگان باقی نگذاشته بود.تنها چند روز بعد از آنکه فروش بلیط آغاز شد، بلیط های 15 تا 30 هزار تومانی به فروش رفت و در حال حاضر تنها بلیطهای 40 و 60 هزار تومانی موجود است.این در حالی است که هنوز تعداد بسیاری از مخاطبان عصار درخواست خرید بلیطهای ارزان قیمت دارند و به نظر میرسد که بیشتر مخاطبان توان خرید بلیطهای 40 و 60 هزار تومانی را ندارند.
با توجه به وضعیت اقتصادی حاکم در کشور و هزینههایی که در روزهای پایانی به مردم تحمیل میشود، بسیاری از مخاطبان عصار ترجیح دادند این مبلغ را به خرید مایحتاج شب عید اختصاص دهند و یا برای تعطیلات خود هزینه کنند و این آفت بزرگی است که نصیب قشر مستضعف شده است .درست است که در اکثر دنیا هنر گران است اما اینکه هنر فقط مخصوص قشر مرفه جامعه باشد،با آرمان های عدالتخواهی نظام در تناقض است . قشر کم درآمد از آموختن هنر که محرومند هیچ از دیدن و شنیدن آن محرومند...
دراین کنسرت غزل «ديگر چه مي توان گفت» از دکتر مظاهر مصفا ، ترانه ای جدید بود که با همراهی حاضرین به خوبی اجرا شد . "حال من بی تو"،"کعبه ،"خیال نکن" و چند قطعه از آلبوم "نهان مکن" از جمله قطعاتی بود که در این کنسرت اجراشد.
.......................................
پ . ن۱ : فکر میکردم برم اونجا جای حضور تو رو بیبینم آروم میشم.... چیزی که روز به روز برعکسش برام ثابت میشه....اما میدونی که لحظه به لحظه کنارم و جلوی چشام بودی... خیلی از آهنگ های عصار رو با هم گوش کرده بودیم و خونده بودیم.... یادته یه آهنگ جلف داشت ؟ << یکی از ما داره باز به اوون یکی دروغ میگه....>> اوون می خوند و تو میخندیدی .اما اونجا دیگه خنده ای در کار نبود... یه آهنگ بود که برات میخوندم رو میذارم اینجا... اونجا هم خوند...فقط بغض و اشک بود...
پ . ن ۲:همیشه به شعر <<خیال نکن نباشی>> اشکال داشتم . با خودم میگفتم آخه عشق که اینقدر سطحی نمیشه که بگی : خیال نکن نباشی بدون تو میمیرم،گفته بودم عاشقم حرفمو پس میگیرم ؟!؟!؟! تا اینکه عصار در قطعه آخر این آهنگ رو اجراکرد... در پایان آهنگ گفت :۱۱ساله که ما اینو میخونیم اما هنوز نتونستیم فراموش کنیم.....
از پله های دانشگاه که می اومدم پایین ، یکی از دوستان گفت : میری کنسرت شجریان ؟ منم با پرویی تمام گفتم چند تا ست ؟ ( اصلان حواسم نبود که جز خودم کسی در کار نیست ) خلاصه با لطف و عنایتی که ایشون به بنده داشتند راهی شدم. بنده ساعت 7:45 بعد از کلی استرس و ترافیک رسیدم تالار وزارت کشور. رفتم پیش متصدی بلیط ها و از بین همکف و بالکن ، بالکن رو ترجیح دادم و سریع خودم رو به صندلیم رسوندم . ازدحام جمعیت در سالن و راهروها زیاد بود اما ناهماهنگی نبود . دو جا این ازدحام باعث ناراحتی می شد. رستوران وسرویس های بهداشتی با صف های طویل که واقعا برازنده تنها سالن نسبتا خوب برای برگزاری کنسرت در ایران نبود . ساعت 8:40 کنسرت آغاز شد و تا پایان صندلی کنار من خالی بود .
امسال سال خوبی برای دوستداران استاد آواز ایران بود چون این دومین بار طی شش ماه گذشته بود که وی به روی صحنه می رفت. در این اجراها گروه شهناز متشكل از نوازندگانی چون مجید درخشانی:تار و سرپرست گروه،مهرداد صفایی:سنتور، محمدرضا ابراهیمی:عود، سینا جهان آبادی و كاوه معتمدیان:كمانچه، شاهو عندلیبی:نی، حسین رضایی نیا:دف، مهرداد ناصحی:قیچك، حامد افشاری :قیچك باس، رادمان توكلی:تار، رامین قنبری :تنبك و مژگان شجریان :سه تار به همراه محمدرضا شجریان در دو بخش به اجرای برنامه پرداختند.
استاد در این شب ها ساز جدیدی را که نام << صراحی >> بر آن نهاده را معرفی کرد . در شبی که من بودم استاد سنتوری تازه ساز خود را معرفی کرد و درباره آن اینگونه توضیح داد که : از سال 1340 روي سنتور و زيباتر كردن صداي آن كاركردهام و اين اواخر با تحقيقات تخصصي كه روي آن داشتم به نتايج خوبي رسيدم تا كيفيت صدا را هم بالا ببرم، بهطوريكه همه جاي ساز سنتور صدايي يكدست داشته باشد. همچنين طي همه اين سالها نياز بود تا صداهاي بيشتري براي بم اركستر داشته باشيم و بعد از جستوجوي بسيار براي پيداكردن سيمهاي مختلف در تمام دنيا، موفق به طراحي بمساز شدم. این ساز توسط رامین صفایی نواخته شد و صدای واقعا دلنشینی داشت . جای همه دوستان خالی
کنسرت حاشیه خاصی نداشت فقط برای من صدای افرادی که گهگاه فریاد میزدند : خسرو آواز ایران یا شجریان دوست داریم و.... جالب بود چون پس از هر فریاد تشویق عمومی صورت می گرفت که انگار به استاد می گفت این حرف دل ما نیز هست فقط روی گفتنش نیست .در آخرکنسرت ، استاد با تشویق حضار تصنیف مرغ سحر را اجرا کرد . جای یکی از بنده های خدا در آن هنگام خیلی خالی بود . بروشورهای معرفی کنسرت به شدت کم بود . در انتها تنها حاشیه ای که نظر مردم را جلب کرد توقف خودرو تصادف کرده ای جلوی سالن بود که به علت فرار از محل حادثه ، پلیس روبروی وزارت کشور دستگیرش کرده بود .










