چند هفته پیش رفتیم تئاتر رویای شب نیمه تابستان . از بین یرما و مهمانسرای دو دنیا قرار شد کار آقای معجونی دیده بشه .اجرا درسالن اصلی تئاتر مولوی بود. داستان رویای نیمه شب تابستان نوشته ویلیام شکسپیر هست کارگردانی محمد حسن معجونی و بازی مانی قاجار ، آوا شریفی ، محمد زیگساری ، فاتح فرومند ، سینا رازانی ، سوگل قلاتیان ، سوگل رضوانی و یکتا خاقانی کاری است از واحد آموزش گروه تئاتر لیو. البته شبی که ما تئاتر رو دیدیم 2 نفر از آقایون گروه نبودند که خود معجونی جای یکی از اونها بازی زیبایی کرد .
تئاتر خوب و روانی از آب در اومد . مخصوصا فضای کمیک که حاکم بر نمایش و معاصر سازی زبان بعضی از بازیگران و فضای عاشقانه آن مانع از خستگی تماشاگر می شد .
دوست دارم قصه داستان رو تعریف کنم اما شاید شما هم مثل خودم هنوز کتاب شکسپیر رو نخومده باشید و با اندک اطلاعات من فضای ذهنیتون عوض بشه . شاید بعد از خوندن کتاب دوباره نظری داشتم که حتما می نویسم . اما در کل داستان حول خوابی است که برای مردم یک شهر در یک شب می افتد که داستان عشقی بین دو دختر و پسر و یک قاضی و همسرش و اتفاقات حواشی آن است .
طراحی صحنه خیلی ساده و خوب بود . صحنه ای کاملا سفید که تماشاگر را بدون هیچ قضاوتی به دنیای خیالی و امتیاز استفاده از اجزای رنگ را در هر مرحله به کارگردان می داد . هم بازيگرانی که عهدهدار وظيفه خلق کمدي و طنز عامیانه را داشتند و هم بازيگران که نقش های اصلی وبازيگراني که به صورت معلق و وارونه از بالاي صحنه به صورت معلق ايفاي نقش سخت و دشوار در فضاي جادويي جنگل ميپرداختند بازی خوبی از خود نشان دادند .
لحن شيرين کمدي و امروزی کردن نمایش از نقاط قوت کار معجوني در حوزه ارتباط با مخاطب است. طنزی که البته سوءاستفاده از برخي واژهها و تعابير هم در آنها وجود دارد . اینکه برای شادکردن مخاطب از خط قرمزها عبور کنیم نزدیکترین راه است که گهگاه در این نمایش اتفاق می افتد .
عکسهای تئاتر رویای شب نیمه تابستان
دو هفته پیش رفتم تئاتر بیداری خانه نسوان . می دونستم که حسین کیانی (کارگردان) کار جدیدی به این نام روی صحنه برده اما حقیقتا تمایلی برای دیدنش نداشتم. تا اینکه یکی از همکارام که اهل تئاترهست کلی ازش تعریف کرد وبا لطفی که داشت برام بلیط گرفت ( وفتی رفتم اونجا تازه فهمیدم اگر لطف و پارتی ایشون نبود باید بلیط برای پله ها می خریدم ) خلاصه در یکی از غروب های ماه رمضان روانه تئاتر شهر شدم.
هنگام گرفتن بلیطی که از قبل هماهنگ شده بود نگاهم به داخل باجه افتاد و دستگاه دیجیتال و لمسی فروش بلیط رو دیدم . از داشتن همچین پیشرفتی لذت بردم اما حسرت خوردم که چرا نمیشه بلیط رو اینترنتی خرید کرد؟!؟! مشکل مملکت ما اینترنتی نبودن خیلی از خدمات هست . اون دسته از خدماتی هم که هست نتونسته به طور کامل اعتماد مردم رو جلب کنه . دوستی میگفت بعد از پرداخت قبض به صورت اینترنتی دوباره در ماه بعد به صورت بدهی براش محسوب شده وکلی وقت گذاشته تا پرداختشو اثبات کنه !!! و یا دوستم گفت مطلبی رو برات ایمیل کردم اما الان برات فاکس هم می کنم !!! همین دیروز اداره کل امور رفاهی ادارمون گفت برای استفاده و ثبت نام از خدمات شمال و مشهد به سایت مراجعه کنید و اصلا تماس یا مراجعه حضوری نکنید اما دریغ از یک لحظه دیدن سایت....!!!
قبول دارم مملکتمون در دوره گذار از خدمات سنتی به سایبر هست و هزینه هم داره اما باید همه تلاشمون رو بکنیم که این دوره کوتاه تر باشه . در غیر این صورت مردمانی خواهیم داشت که با عدم موفقیت و اعتماد کامل از خدمات تبدیل به انسان هایی سازمان گریز شده اند که به نوعی قابل بازگشت به جامعه نیستند.
در دقایق باقیمونده تا شروع تئاتر(ساعت 20:00) رفتم ازبوفه پارک پس از کلی تجمع یک چایی گرفتم و افطار کردم . رفتم سالن چهارسو برای دیدن تئاتر. کل سالن و پله ها پر شد . تئاتر خوب و جذابی بود . داستان در دوره پهلوی بود . زنی با شنیدن مرگ پدرش از فرنگ بر میگردد و به رویای دیرینه خود که تاسیس بیداری خانه نسوان جامه عمل می پوشاند . برای این انجمن و اعضایش که سه بانو هستند از ابتدای عضوگیری تا متلاشی شدن آن توسط عمال دولتی ، اتفاقاتی می افته . اعضای بیداری خانه بانوانی هستند که علاوه بر آموزش هنر درام نویسی ، می خواهند برای بانوان جامعه خویش کاری کنند . مدحت ، کسی که از فرنگ برگشته به دلیل عدم آشنایی با شرایط جامعه ، با بلند پروازی هایش باعث به خطر افتادن موقعییت خودش و اعضای بيداري خانه میشه.
اعضای انجمن هرچه بیشتر می گذره به ماهییت مرد های اطرافشون پی می برند . در واقع مردها به کل با همچین حرکتی مخالف بودند اما برداشت زنها از اصرارهای مکررشون برای عضویت ، قبول کردن مردها بوده که این مسئله اشتباه بوده . تنها موردی که من با خودم فکر کردم این بود که اگر من به جای مردهای اون زمان با اون جو حاکم و اون زنهای سنت شکنی که به جای مطبخ و حرمسرا می خواستند درام بنویسند چیکار می کردم ؟!
موسیقی زنده و قسمت های طنز نمایش باعث شد تا تماشگر تا آخر تئاتر خسته نشه. بیشتر از این تعریف نمیکنم تا خودتون برید تماشا کنید . نمايش بيداري خانه نسوان هر روز غير از شنبهها ساعت ۲۰با بازي افسانه ماهيان، آيدا كيخايي ، پونه عبدالكريم زاده ، آزاده صمدي ، حميد رضا آذرنگ ، امير رضا دلاوري ، شهرام حقيقت دوست و رويا مير علمي در تالار چهار سوي مجموعه تئاتر شهر به روي صحنه ميره.
عکاس ها از:ناصر عرفانيان













