تبليغاتX
کارامل

کارامل

روایتی شیرین از وقایع اتفاقیه دور و برم

 - Fotopages.com

یا رفیق من لارفیق له - ای رفیق کسی که رفیقی ندارد - «دعای جوشن کبیر»

تیتراژ ابتدایی فیلم با این دعا از جوشن کبیر آغاز می شود ، جمله ای که در فیلم توسط آسیابان فرتوت (رضا کیانیان) نیز بر زبان آورده می شود البته به نوعی دیگر و این جمله خط مشی فیلم را نمایانگر می سازد . زنی که سواد خواندن و نوشتن ندارد به ناگهان قرآن را از حفظ می خواند . معجزه ای رخ می دهد و مردم - عوام - که منتظر چنین حوادثی هستند کوله بار بسته و بیماران لاعلاج خود را به راه می اندازند تا نزد این پیرزن ( رویا نونهالی ) رفته و شفای بیمار خود را خواستار شوند .. می توان این فیلم را به دو جریان مجزا تقسیم کرد که یکی قرآن خواندن پیرزن است و دیگر تلاش عده ای جوان برای بدست آوردن کار است . جوانانی که برای دستیابی به کار راهی سخت و دشوار را پیموده تا به هدف خود برسند و این هدف چیزی نیست جز بدست آوردن یک لقمه نان !
غوغایی که آن معجزه در بین مردم برپا می شود دولت را به هراس می اندازد تا نکند این تقدس بخشیدن به یک پیرزن موجب بلوایی در منطقه شود. به همین دلیل گروهبان با یک سرباز و با کربلایی ( که حافظ قرآن است ) به راه می افتد تا پرده از راز این ماجرا بردارند . در این فیلم کربلایی نماینده آدمهای مذهبی می باشد که قصد سفر به حج را دارد ، کسانی که با زمانه پیش نرفته اند. سرباز (هومن سیدی) هم نماینده فطرت پاکی است که مفاهیم را به صورت شهودی دریافت کرده است . عزیز خانم هم متعلق به قشری است که کربلایی قبولش ندارد . کربلایی که خودش حافظ قرآن است و خیلی نمی تواند با این مسئله کنار بیاید که کسی بدون داشتن سواد قرآن را حفظ کرده باشد و می خواهد علل این واقعه را کشف کند .
این دو داستان موازی در سکانسی از فیلم که در کنار رودخانه سرباز کفش خود را با کفش کهنه و پاره ی جوان جویای کار معاوضه می کند پیوند می خورند . شاید در این سکانس منظور رساندن پاکی و متعلق نبودن سرباز باشد . نشان دادن این که از تعلقات مادی رهایی یافته و معنویات و عرفانی پاک روی آورده است . فیلم دارای دیالوگ های کلیدی و البته دشواری می باشد که نه مخاطب عام چیز زیادی از آن دستگیرش می شود و نه مخاطب خاص را راضی می کند . بازی رضا کیانیان در سه نقش ( زنبور دار ، گاریچی و آسیابان ) و رویا نونهالی با وجود اینکه بسیار کم بودند و بیشتر از آن استفاده تبلیغاتی برای فروش فیلم شده بود اما تاثیرگذاری زیادی داشت . خنده های دردناک زنبور دار پیر ، گاریچی و آسیابان مانند فریاد های گوشخراشی برای بیداری خفتگان بود و خواندن سوره ی مریم توسط رویا نونهالی واقعا زیبا بود.
از دیالوگ های زیبای فیلم می توان به صحبت های آسیابان و سرباز اشاره کرد : « مردم خیلی وقته که راه رو گم کردند و دیگه کسی از این طرف به امام زاده نمیاد و همه از اون یکی راه میرن » . که اشاره به گمراهی آدمیان برای رسیدن به محبوب خویش دارد . به جای اینکه در سر دو راهی ، راهی که منتهی به خدایشان می شود را انتخاب کنند ، به راهی که منتهی به بنده ی خدا می شوند رهسپار می شوند . این مکالمه شعر بسیار زیبای سعدی را یادآور می شود که می گوید :

این مدعیان در طلبش بی خبرانند  ....... کان را که خبر شد خبری باز نیامد

ای مرغ سحر عشق ز پروانه بیاموز ....... کان سوخته را جان شد و آواز نیامد .

در جایی دیگر می گوید : « لا اله الا الله ، به اندازه تمام موجودات » . این جمله که به نوعی درون مایه فیلم مارمولک را به یادها می آورد اشاره دارد به وجود راه های متعدد به سوی خدا ، به اندازه تمامی بندگان . یعنی به تعداد هر موجود یک راه !

به نظر من این فیلم را می توان از جمله آثار متوسط کمال تبریزی دانست که به قول بعضی ها توبه نامه ای بود بر ساخت فیلم مارمولک. ای کاش می شد زین پس برای ساختن فیلم های معناگرا لوکیشن‌ها از بیابان و کوه و دشت و صحرا به آپارتمان‌ها و بیمارستان‌ها و اداره‌ها و شرکت‌ها ودانشگاه هاو خیابان‌ها و آرایش‌گاه‌های زنانه و پاساژهای خرید و مطب‌های عمل جراحی پلاستیک و کافی‌شاپ‌هایی تغییر داده شود که زندگی هرروزه شهروندان مخاطب سینمای معناگرا در آن می‌گذرد.

«يك تكه نان» بازيگراني چون «رضا كيانيان»،«رؤيا نونهالي»،«اسماعيل خلج»،«احمد آقالو»،«هومن سيدي»،«مريم بوباني» و «پيام دهكردي»به ايفاي نقش مي‌پردازند و «پيمان يزدانيان» به عنوان آهنگسازی برعهده دارد.كمال تبريزي كه با ساخت فيلم «عبور» در سال 67 وارد عرصه كارگرداني سينما شد به ترتيب «در مسلخ عشق» (1369)،«پايان كودكي» (1372)،«ليلي با من است» (1374)،«مهر مادري» (1376)،«شيدا» (1377)،«فرش باد» (1380-81)،«گاهي به آسمان نگاه كن» (1381) و «مارمولك» را در سال 82 جلوي دوربين برده است.

 - Fotopages.com - Fotopages.com - Fotopages.com

 


نویسنده : علی ساعت 18:0 تاریخ سه شنبه 1388/07/28
دسته بندی :سینما



Fracture - Fotopages.com

به دنبال دیدن فیلم های بازیگر محبوبم Ryan Gosling  رسیدم به فیلم Fracture  یا شکست. از قضا Anthony Hopkins یکی از شاهکارهای سینمای جهان هم در آن بازی میکند . خلاصه فیلم از این قرار است که تد کرافورد (Anthony Hopkins ) دانشمند باهوش ، مسن و ثروتمندی است که به همسرش جنیفر علاقه شدیدی دارد . اما او به تازگی متوجه شده که همسرش با یک افسر پلیس رابطه نامشروع دارد و بنابراین چون طاقت خیانت او را ندارد همسرش را با شلیک گلوله ای بقتل می رساند . او تصمیم می گیرد نقشه ای را طراحی کند تا خود را بی گناه جلوه داده و قتل را به گردن آن افسر پلیس بیندازد . از سوی دیگر وکیل جوانی به اسم ویلی (Ryan Gosling ) که به دنبال شهرت و ثروت است مامور رسیدگی به پرونده کرافورد می شود . او که جوانی مغرور و با اعتماد بنفس است ابتدا تصور می کند که چون کرافورد بقتل اعتراف کرده پرونده ساده ای دارد و نیاز به تحقیقات خاصی ندارد اما بتدریج که در دام نقشه های کرافورد گرفتار می شود در می یابد که قضیه به این سادگی نیست....

با وجود بازی هاپکینز و حضور گازلینگ با استعداد[که مجال زیادی برای هنرنمایی در این نقش نیافته] فیلمی متوسط است. اشکال عمده فیلم در فیلمنامه آن است که خالی از فراز و فرودهای قابل اعتناست. تنها نقطه قوت فیلم سلاحی است که در طول فیلم هرگز یافته نمی شود. سلاحی که کرافورد به وسیله آن همسرش را به قتل رسانده است و به عنوان مدرک اصلی ضمیمه پرونده نیست. ایراد دیگری که بر فیلمنامه و روایت وارد است، اتخاذ روشی است که همه چیز را بی واسطه به تماشاگر نشان می دهد.

آنونس فیلم شکست Fracture

Ryan Gosling in New Line Cinema's Fracture - 2007 - Fotopages.comRyan Gosling in New Line Cinema's Fracture - 2007 - Fotopages.comRyan Gosling in New Line Cinema's Fracture - 2007 - Fotopages.comAnthony Hopkins in New Line Cinema's Fracture - 2007 - Fotopages.comAnthony Hopkins and Ryan Gosling star in New Line Cinema's Fract - Fotopages.comAnthony Hopkins in New Line Cinema's Fracture - 2007 - Fotopages.com


نویسنده : علی ساعت 18:25 تاریخ شنبه 1388/07/18
دسته بندی :سینما