بالاخره شور انتخابات پس از یک سال تبلیغ و کشمکش کاندیداها در آمریکا خوابید و باراک حسین اوباما به زودی بر تخت ریاست جمهوری در کاخ سفید تکیه میزند . این انتخابات که پرهزینه ترین آن تا کنون بوده است جذابیت های خاصی برای من داشت . هیلاری کلینتون تمام تلاش خود را برای احراز این پست کرد اما با عدم استقبال مردم امریکا مواجه شد . به نظر من هنوز مردم امریکا به مانند مردم آلمان به زنان برای تصدی این پست اعتماد نمی کنند . با توجه به اینکه آمریکا یکی از آزادترین کشورهای دنیا شناخته می شود در سال 2008 هم به یک مرد برای ریاست جمهوری اعتماد کردنند حال آنکه هیلاری گزینه بسیار خوبی از بین زنان سیاستمدار این کشور بود .
هیلاری پس از انتخاب نشدن به سرعت به کمپین باراک اوباما پیوست و تا آخر برای او تبلیغ کرد . اینکار در کشور ما خیلی کم اتفاق می افتد و یا در حد یک حرف بدین عنوان که(( فلانی به نفع فلانی کنار کشید)) اما فعالیت های هیلاری برای بالا بردن آراء اوباما قابل تقدیر و ستایش است . اوباما توانست رای زیادی از افرادی را که طرفدار زنان بودند کسب کند اما وی هیچگاه از انتخاب هیلاری به عنوان معاون به شرط انتخاب شدن نام نبرد. مک کین از این فرصت استفاده کرد و سارا پیلن را به عنوان معاون خود معرفی کرد تا از قافله کسب آراء زنان عقب نماند . جالب اینجاست که نظرسنجی ها از نتیجه عکس خبر میداد زیرا بسیاری از زنان آمریکا به واسطه زیبا بودن پیلن و توجه زیاد مردان به وی از مک کین روبرگرداندند . زنی که میلیون ها دلار فقط خرج لباس ، آرایش ، کلاسهای آموزشی و.... غیره اش شد و یا عنوان کردن حاملگی دختر 17ساله اش هم که کلی با برنامه ریزی علیه طرفداران سقط جنین بود نتوانست کمک شایانی به مک کین بکند...
باراک اوباما با شعار تغییرات خواستار اصلاحات در آمریکاست . اصلاحات آمریکایی .من خودم بیشتر دوست داشتم اوباما رئیس جمهور شود به خاطر اینکه می خواستم اولین تجربه ریاست جمهورسیاه پوست را بر آمریکا بیبینم ، می خواستم هرکسی مخالف با سیاست های بوش ، رئیس جمهور باشد ، میخواستم معنای اصلاحات از نوع آمریکایی اش رو بیبینم .
اما اکثر مردم در ایران و برخی از دولتمردان به دلایلی دیگر از او دفاع می کردند که توجیه علمی ندارند . جمهوریخواهان معمولا با روسیه در تنش هستند اما اوباما نسبتا روابط خوبی با این کشور و اروپا دارد. این امکان که بتواند نظر جمع را علیه ایران بدست آورد برای او زیاد است اما برای مک کین..... اوباما از طرفداری قوی صهیونیست ها برخوردار است و به هر حال آدم نظام آمریکاست ودولتمردان ما انگار از این امر غافل اند. در هر حال من او را به خاطر Family Man بودنش دوست دارم .
29مهرماه روز ملی صادرات و اولین سالگرد رادیو تجارت ، مراسمی در سالن کنفرانس اسلامی با حضور صادرکنندگان ، وزیر بازرگانی ، رئیس سازمان توسعه تجارت و رئیس جمهور برگزار شد . رادیو تجارت استودیو سیار پخش زنده ای بیرون از سالن تعبیه کرده بود و مستقیم گزارش و مصاحبه روی آنتن ارسال می کرد .
من که از اول شروع کارم در رادیو همه کاری می کردم اونروز هم دست به هر کاری زدم . از عکاسی ، غرفه داری ، پخش بروشور به همه حتی دست رئیس جمهور ، توضیح و پخش سی دی مولتی مدیا ، هماهنگی افرادی که پشت در موندند ، پخش کیف به کسانی که بعدا قرار هست کارشون داشته باشیم و ....البته تجربه این کارها رو به صورت سنگین تر پارسال در سالن همایش های صدا وسیما داشتم اما امسال هم به نوبه خودش کمی از پارسال نداشت.
رادیو تجارت یکساله شد و در همین یکسال خیلی ها اومدند و رفتند ، خیلی ها هرچی سعی کردند نتونستند بیاند ، اتفاقات زیادی افتاد که هم خوب بود و هم خیلی زشت و بد..... امیدوارم سال خوب و پربرکتی پیش رو داشته باشیم .
مطلبی که برام جالب بود نحوه صحبت کردن رئیس جمهور در سالن بود . خیلی آرام و خونسردوبا خنده از افزایش جوایز صادراتی به امید بازگشت سرمایه حرف می زد با لحنی پوپولیستی . با همان لحن از پرویزیان پرسید و تایید خواست . حس خوبی به من دست نداد انگار که اصلا کار کارشناسانه دقیقی انجام نشده و یا از تعویق مالیات برارزش افزوده تا دوسال دیگر خبر داد !!! پس اعلان آن در حال حاضر برای چی بود ؟؟؟
از بروز شدن پرداخت جوایز صادراتی خبر داد . یعنی به محض اینکه شما از گمرک جنسی رو صادر کردید می تونید تشریف بیارید سازمان توسعه تجارت و جایزتون رو در همان روز دریافت کنید !!! با این بوروکراسی اداری من که فکر نمی کنم به همین سادگی ها باشه این حرف رو فقط بالا بردن توقعات صادرکنندگان و ایجاد دلسردی و ناامیدی بین اونها می دونم.....
عکس هایی رو هم که می بینید توسط دوست عزیزم عبدالرحیم در جایی که به جز من و اوون از عکاس دیگری خبری نبود ثبت شد . خودمونیم اگه الان هاشمی رئیس جمهور بود عمرا نمی تونستم ازش عکس بگیرم چه برسه باهاش عکس بگیرم .
از پله های دانشگاه که می اومدم پایین ، یکی از دوستان گفت : میری کنسرت شجریان ؟ منم با پرویی تمام گفتم چند تا ست ؟ ( اصلان حواسم نبود که جز خودم کسی در کار نیست ) خلاصه با لطف و عنایتی که ایشون به بنده داشتند راهی شدم. بنده ساعت 7:45 بعد از کلی استرس و ترافیک رسیدم تالار وزارت کشور. رفتم پیش متصدی بلیط ها و از بین همکف و بالکن ، بالکن رو ترجیح دادم و سریع خودم رو به صندلیم رسوندم . ازدحام جمعیت در سالن و راهروها زیاد بود اما ناهماهنگی نبود . دو جا این ازدحام باعث ناراحتی می شد. رستوران وسرویس های بهداشتی با صف های طویل که واقعا برازنده تنها سالن نسبتا خوب برای برگزاری کنسرت در ایران نبود . ساعت 8:40 کنسرت آغاز شد و تا پایان صندلی کنار من خالی بود .
امسال سال خوبی برای دوستداران استاد آواز ایران بود چون این دومین بار طی شش ماه گذشته بود که وی به روی صحنه می رفت. در این اجراها گروه شهناز متشكل از نوازندگانی چون مجید درخشانی:تار و سرپرست گروه،مهرداد صفایی:سنتور، محمدرضا ابراهیمی:عود، سینا جهان آبادی و كاوه معتمدیان:كمانچه، شاهو عندلیبی:نی، حسین رضایی نیا:دف، مهرداد ناصحی:قیچك، حامد افشاری :قیچك باس، رادمان توكلی:تار، رامین قنبری :تنبك و مژگان شجریان :سه تار به همراه محمدرضا شجریان در دو بخش به اجرای برنامه پرداختند.
استاد در این شب ها ساز جدیدی را که نام << صراحی >> بر آن نهاده را معرفی کرد . در شبی که من بودم استاد سنتوری تازه ساز خود را معرفی کرد و درباره آن اینگونه توضیح داد که : از سال 1340 روي سنتور و زيباتر كردن صداي آن كاركردهام و اين اواخر با تحقيقات تخصصي كه روي آن داشتم به نتايج خوبي رسيدم تا كيفيت صدا را هم بالا ببرم، بهطوريكه همه جاي ساز سنتور صدايي يكدست داشته باشد. همچنين طي همه اين سالها نياز بود تا صداهاي بيشتري براي بم اركستر داشته باشيم و بعد از جستوجوي بسيار براي پيداكردن سيمهاي مختلف در تمام دنيا، موفق به طراحي بمساز شدم. این ساز توسط رامین صفایی نواخته شد و صدای واقعا دلنشینی داشت . جای همه دوستان خالی
کنسرت حاشیه خاصی نداشت فقط برای من صدای افرادی که گهگاه فریاد میزدند : خسرو آواز ایران یا شجریان دوست داریم و.... جالب بود چون پس از هر فریاد تشویق عمومی صورت می گرفت که انگار به استاد می گفت این حرف دل ما نیز هست فقط روی گفتنش نیست .در آخرکنسرت ، استاد با تشویق حضار تصنیف مرغ سحر را اجرا کرد . جای یکی از بنده های خدا در آن هنگام خیلی خالی بود . بروشورهای معرفی کنسرت به شدت کم بود . در انتها تنها حاشیه ای که نظر مردم را جلب کرد توقف خودرو تصادف کرده ای جلوی سالن بود که به علت فرار از محل حادثه ، پلیس روبروی وزارت کشور دستگیرش کرده بود .
چند هفته پیش رفتیم تئاتر رویای شب نیمه تابستان . از بین یرما و مهمانسرای دو دنیا قرار شد کار آقای معجونی دیده بشه .اجرا درسالن اصلی تئاتر مولوی بود. داستان رویای نیمه شب تابستان نوشته ویلیام شکسپیر هست کارگردانی محمد حسن معجونی و بازی مانی قاجار ، آوا شریفی ، محمد زیگساری ، فاتح فرومند ، سینا رازانی ، سوگل قلاتیان ، سوگل رضوانی و یکتا خاقانی کاری است از واحد آموزش گروه تئاتر لیو. البته شبی که ما تئاتر رو دیدیم 2 نفر از آقایون گروه نبودند که خود معجونی جای یکی از اونها بازی زیبایی کرد .
تئاتر خوب و روانی از آب در اومد . مخصوصا فضای کمیک که حاکم بر نمایش و معاصر سازی زبان بعضی از بازیگران و فضای عاشقانه آن مانع از خستگی تماشاگر می شد .
دوست دارم قصه داستان رو تعریف کنم اما شاید شما هم مثل خودم هنوز کتاب شکسپیر رو نخومده باشید و با اندک اطلاعات من فضای ذهنیتون عوض بشه . شاید بعد از خوندن کتاب دوباره نظری داشتم که حتما می نویسم . اما در کل داستان حول خوابی است که برای مردم یک شهر در یک شب می افتد که داستان عشقی بین دو دختر و پسر و یک قاضی و همسرش و اتفاقات حواشی آن است .
طراحی صحنه خیلی ساده و خوب بود . صحنه ای کاملا سفید که تماشاگر را بدون هیچ قضاوتی به دنیای خیالی و امتیاز استفاده از اجزای رنگ را در هر مرحله به کارگردان می داد . هم بازيگرانی که عهدهدار وظيفه خلق کمدي و طنز عامیانه را داشتند و هم بازيگران که نقش های اصلی وبازيگراني که به صورت معلق و وارونه از بالاي صحنه به صورت معلق ايفاي نقش سخت و دشوار در فضاي جادويي جنگل ميپرداختند بازی خوبی از خود نشان دادند .
لحن شيرين کمدي و امروزی کردن نمایش از نقاط قوت کار معجوني در حوزه ارتباط با مخاطب است. طنزی که البته سوءاستفاده از برخي واژهها و تعابير هم در آنها وجود دارد . اینکه برای شادکردن مخاطب از خط قرمزها عبور کنیم نزدیکترین راه است که گهگاه در این نمایش اتفاق می افتد .
عکسهای تئاتر رویای شب نیمه تابستان










