تبليغاتX
کارامل

کارامل

روایتی شیرین از وقایع اتفاقیه دور و برم

TAGHATO - Fotopages.com

 چند روز پیش فیلم تقاطع رو دیدم .فیلمی که محصول بین سازمان سینمایی سبحان از یران و رادیو تلویزیون عرب ART از عربستان سعودی هست .اطلاعات جامع و کامل فیلم رو از اینجا میتونید بخونید.

 فیلمی زیبا و نسل سومی از داودی ( کارگردان نان ، عشق ، موتور 1000) . منظورم از نسل سومی اینه که تفاوت نسل دوم و سوم رو خوب نشون داده . گرچه تصویر خوبی از نسل سوم به نمایش نذاشته اما همین که به تفاوت ایمان داره و اون رو خوب نشون میده یک امتیاز برای فیلم محسوب میشه .  مثل نوع رابطه حمید با دخترش که خیلی خیلی خوب درآمده و فاصله ی بین دو نسل را به زیبایی به تصویر می کشه . موسیقی فیلم خوب نیست گرچه به تنهایی شاید ارزش داشته باشه اما با خیلی از صحنه ها اصلان هماهنگ نیست و حس رو القا نمی کنه . دیالوگ های فیلم خوب نوشته شدند، نمونه اش هم سکانسی است که پدرام و دوست مؤنثش در یک کافی شاپ نشسته اند و با هم چند تا دیالوگ رد و بدل می کنند.اگر به دیالوگ های پدرام در این قسمت توجه کنید متوجه شناخت خوب فیلمنامه نویسان از این نسل می شوید.

داستان از این قراراست که تصادفی واقعی  که در تقاطعی رخ میده  زندگی چندین خانواده  رو در تقاطع بزرگتری قرار میدهد . پدرام و امیر باعث مرگ مهسا و بهناز می شوند .  بدین ترتیب پدرام برای فرار از ایران تلاش می کند و خانواده اش را درگیر دروغ های خود می کند، امیر درگیر مسائل روحی می شود و تلاش برای آشکار شدن حقیقت می کند و نا خواسته ازدواج مادرش را به تا خیر می اندازد، مهسا که عشق چندین و چند ساله ناصری است و چند شب قبل از مرگش جواب بله داده بود و طرفین آماده ازدواج می شدند  با مردنش ، ناصری را راهی آسایگاه روانی می کند و مادر پیر ناصری از او مراقبت می کند و بهناز که آماده ی زایمان می شد ، جز بچه و همسرش که در خارج منتظراو بود ، مادرش را نیز داغدار می کند .

تقاطع در واقع نمایشی از زندگی ماشینی اکثریت مردم تهران است . زندگی هایی که دغدغه ها جایی برای اصل آن نمی گذارند . تقدیر نیز درون مایه فیلم است . اینکه کسی از لحظه تولد باید بی مادر زندگی کند و همیشه امیدوار نیز باشد...... اینکه مادر بزرگی نوه خویش را به قیمت دخترش به دست آورد و شوهری بجه خویش را به قیمت تمام شدن جان زنش.....اینکه عشقی بعد از 5 سال نافرجام  ِ نافرجام  شود.................

خیلی زیبا بود که کسی پنج سال برای رسیدن به عشقش  صبر کرده  و تا جواب مثبت میگیرد  و قراراست که همه چیز روبراه شود  عشقش میمیرد..... به نظر من این قصه از قصه های تقاطعی که به وجود اومده بود تلخ تر بود چون هرکدامشان چیزی برای  زندگی کردن داشتند اما ناصری ..... هیچ چیز ......

( فیلم نامه قوی یکی از عوامل موفقیت فیلم بود وشناخت فیلمنامه نویسان رو از جامعه نشون می داد... نمونه اش وقتی  ناصری با همه وجود و احساسش و با کلی استرس  به عشقش  مهسا زنگ میزنه که صدای اونو بشنوه ،  مهسا و بهناز با اعتماد به نفس اونو سرکار می ذارند و باهم بهش می خندند..... انگار نه انگار که  عشقی هست و احساسی و .......  )

عوامل فیلم :بازنویسی فیلمنامه و کارگردان: ابوالحسن داودی تهیه کننده: ناصر شفق

بازیگران: فاطمه معتمدآریا، بهرام رادان، بیژن امکانیان، باران کوثری، سروش صحت، علیرضا حسینی، السا فیروزآذر، خاطره اسدی، محسن قاضی مرادی، آفرین عبیسی، افسانه چهره آزاد، بهاره رهنما، بهانه رهنما و محمود کلاری

فیلمنامه: فرید مصطفوی  موسیقی: محمدرضا علیقلی

آلبوم تصاویر فیلم تقاطع   آلبوم تصاویر پشت صحنه فیلم تقاطع   

 


نویسنده : علی ساعت 20:11 تاریخ چهارشنبه 1387/07/17
دسته بندی :سینما



12th Jashn Khane Cinema - Fotopages.com

دوازدهمین جشن خانه سینما در 25/6/86 در کنار برج میلاد برگزار شد.تاریخچه جشن رو می تونید از اینجا بخونید . می خواستم به طور مفصل در مورد جشن صحبت کنم که دیدم گزارش ایسکا نیوز خیلی از من بهتر و کاملتر هست اگر هم من بخوام مثل اون بنویسم که همون میشه پس خودتون برید از اینجا گزارش کامل گزارش رو بخونید .

برای خودم چند مطلب جالب بود  :  اول اینکه چقدر عمر زود میگذره انگار همین چند شب پیش بود با کلی داستان و جریان رفتم کاخ سعد آباد برای یازدهمین جشن خانه سینما.... چقدر عالی بود .

 دوم اینکه بعد از چند روز هماهنگی برای گرفتن بلیط  نتونستم کسی رو که می خوام بیبینم . اصلان رفتم جشن که اونو بیبینم اما نشد ندیدم نتونستم..... به خاطر همین خیلی حواسم به جشن نبود.....  خیلی تلخ تر اینکه لحظه آخر که دیگه همه رفتند و تو شک داشتی که اصلان اومده یا نه  و با این فکر خودت رو آروم می کردی کسی بهت بگه  اومده بود.............

سوم اینکه  تا دلتون بخواد عدم هماهنگی دیده می شد . از نبود پارکینگ مناسب ( خودم تو اتوبان همت پارک کردم ) سرویس خیلی خیلی بد برای توزیع افطاری ، نبود جای مناسب برای تماشاچیان ( یا بلیط زیاد دادند یا صندلی کم گذاشتند ) ، یکنواختی پخش مراسم ، نبود سرویس حمل و نقل عمومی ( ساعت 2 شب مردم دنبال ماشین می گشتند ) و ........ البته همش از کمبود وقت می گفتند که البته حق داشتند هم داشتند اما اگر از همین الان اختلافات رو کنار بگذارند و دبیر رو انتخاب کنند دیگه وقت کم نخواهند داشت... حالا باز نگاه کنید دو ماه مونده به جشن سیزدهم دبیر مشخص میشه

چهارم اینکه دوستم  عاشق یکی از همین کارگردان ها معروف هست که بنده هم خیلی دوستش دارم . میگفت دوست ندارم از نزدیک بیبینمش چون نمی خوام نظرم نسبت بهش عوض بشه اگر یه وقت کاری که من دوست ندارمو بکنه..... واقعا بعضی از برخوردهای اسطوره های سینما اصلان خوب نبود و من تا حدودی دیدم عوض شد.... ( رضا کیانیان خیلی گرم با حال و با شور تا آخر با همه با روی گشاده  صحبت کرد )

پنجم اینکه جای خسرو شکیبایی خیلی خالی بود خدا رحمتش کنه ( حالا خسرو که از دنیا رفته بود اما خیلی از اونهایی که تو دنیا هم بودند نیومده بودند.....

این هم بهترین های جشن :

بهترین فیلم: فرزند خاک ساخته محمدعلی باشه آهنگر
بهترین کارگردانی: بهمن
فرمان آرا(خاک آشنا)
بهترین بازیگر مرد نقش اول: مرحوم خسرو شکیبایی (ستاره
بود)
بهترین بازیگر زن نقش اول: گوهر خیراندیش (دعوت)

بهترین موسیقی متن
: کارن همایون فر (خاک آشنا)

عکسهای دوازدهمین جشن خانه سینما 1    عکسهای دوازدهمین جشن خانه سینما 2

عکسهای دوازدهمین جشن خانه سینما 3


نویسنده : علی ساعت 9:22 تاریخ شنبه 1387/07/13
دسته بندی :سینما



Bidari Khane Nesvan - Fotopages.com

دو هفته پیش رفتم تئاتر بیداری خانه نسوان . می دونستم که حسین کیانی (کارگردان) کار جدیدی به این نام روی صحنه برده اما حقیقتا تمایلی برای دیدنش نداشتم. تا اینکه یکی از همکارام که اهل تئاترهست کلی ازش تعریف کرد وبا لطفی که داشت برام بلیط  گرفت ( وفتی رفتم اونجا تازه فهمیدم اگر لطف و پارتی ایشون نبود باید بلیط برای پله ها می خریدم ) خلاصه در یکی از غروب های ماه رمضان روانه تئاتر شهر شدم. 

هنگام گرفتن بلیطی که از قبل هماهنگ شده بود نگاهم به داخل باجه افتاد و دستگاه دیجیتال و لمسی فروش بلیط رو دیدم . از داشتن همچین پیشرفتی لذت بردم اما حسرت خوردم که چرا نمیشه بلیط رو اینترنتی خرید کرد؟!؟! مشکل مملکت ما اینترنتی نبودن خیلی از خدمات هست . اون دسته از خدماتی هم که هست نتونسته به طور کامل اعتماد مردم رو جلب کنه . دوستی میگفت بعد از پرداخت قبض به صورت اینترنتی دوباره در ماه بعد به صورت بدهی براش محسوب شده وکلی وقت گذاشته تا پرداختشو اثبات کنه !!! و یا دوستم گفت مطلبی رو برات ایمیل کردم اما الان برات فاکس هم می کنم !!! همین دیروز اداره کل امور رفاهی ادارمون گفت برای استفاده و ثبت نام  از خدمات شمال و مشهد به سایت مراجعه کنید و اصلا تماس یا مراجعه حضوری نکنید اما دریغ از یک لحظه دیدن سایت....!!!

قبول دارم مملکتمون در دوره گذار از خدمات سنتی به سایبر هست و هزینه هم داره اما باید همه تلاشمون رو بکنیم که این دوره کوتاه تر باشه . در غیر این صورت مردمانی خواهیم داشت که با عدم موفقیت و اعتماد کامل از خدمات تبدیل به انسان هایی سازمان گریز شده اند که به نوعی قابل بازگشت به جامعه نیستند.

 در دقایق باقیمونده تا شروع تئاتر(ساعت 20:00) رفتم ازبوفه پارک پس از کلی تجمع یک چایی گرفتم و افطار کردم . رفتم سالن چهارسو برای دیدن تئاتر. کل سالن و پله ها پر شد . تئاتر خوب و جذابی بود . داستان در دوره پهلوی بود . زنی با شنیدن مرگ پدرش از فرنگ بر میگردد و به رویای دیرینه خود که تاسیس بیداری خانه نسوان جامه عمل می پوشاند . برای این انجمن و اعضایش که سه بانو هستند از ابتدای عضوگیری تا متلاشی شدن آن توسط عمال دولتی ، اتفاقاتی می افته . اعضای بیداری خانه بانوانی هستند که علاوه بر آموزش هنر درام نویسی ، می خواهند برای بانوان جامعه خویش کاری کنند . مدحت ، کسی که از فرنگ برگشته به دلیل عدم آشنایی با شرایط جامعه ، با بلند پروازی هایش باعث به خطر افتادن موقعییت خودش و اعضای بيداري خانه میشه.

اعضای انجمن هرچه بیشتر می گذره به ماهییت مرد های اطرافشون پی می برند . در واقع مردها به کل با همچین حرکتی مخالف بودند اما برداشت زنها از اصرارهای مکررشون برای عضویت ، قبول کردن مردها بوده که این مسئله اشتباه بوده . تنها موردی که من با خودم فکر کردم این بود که اگر من به جای مردهای اون زمان با اون جو حاکم و اون زنهای سنت شکنی که به جای مطبخ و حرمسرا می خواستند درام بنویسند چیکار می کردم ؟!

موسیقی زنده و قسمت های طنز نمایش باعث شد تا تماشگر تا آخر تئاتر خسته نشه. بیشتر از این تعریف نمیکنم تا خودتون برید تماشا کنید . نمايش بيداري خانه نسوان هر روز غير از شنبه‌ها ساعت ‪ ۲۰با بازي افسانه ماهيان، آيدا كيخايي ، پونه عبدالكريم زاده ، آزاده صمدي ، حميد رضا آذرنگ ، امير رضا دلاوري ، شهرام حقيقت دوست و رويا مير علمي در تالار چهار سوي مجموعه تئاتر شهر به روي صحنه مي‌ره. 

  عکاس ها از:ناصر عرفانيان

 

Bidari Khane Nesvan - Fotopages.comBidari Khane Nesvan - Fotopages.comBidari Khane Nesvan - Fotopages.comBidari Khane Nesvan - Fotopages.comBidari Khane Nesvan - Fotopages.comBidari Khane Nesvan - Fotopages.comBidari Khane Nesvan - Fotopages.comBidari Khane Nesvan - Fotopages.comBidari Khane Nesvan - Fotopages.com


نویسنده : علی ساعت 18:49 تاریخ چهارشنبه 1387/07/03
دسته بندی :تئاتر